كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

669

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

إِذْ قالَ لِأَبِيهِ ياد كن آن را كه گفت مر پدر خود آزر بن ناخور را كه يا أَبَتِ اى پدر من لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ چرا مىپرستى آن را كه نمىشنود دعا و نياز ترا وَ لا يُبْصِرُ و نمىبيند خضوع و خشوع را كه نسبت به دو مىكنى وَ لا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً و دفع نمىكند چيزى را از مكاره يا نفع مىرساند ترا در دفع مضار و جذب منافع يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي اى پدر من به درستى كه آمده است به من بطريق وحى مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ از دانش آنچه به تو نيامده فَاتَّبِعْنِي پس پيروى من كن كه أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا تا بنمايم ترا راهى درست كه سالك خود را زود به مقصود رساند يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ اى پدر من مپرست ديو را و فرمان او مبر در نافرمانى خداى تعالى إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا به درستى كه شيطان هست مر خداى را فرمان نابرنده و از جمله عصيان او آنكه آدم را سجده نكرد يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ اى پدر من به درستى كه من مىترسم بر آنكه برسد به تو عذابى از خداى بسبب متابعت تو شيطان را و چون عذاب الهى به تو رسد فَتَكُونَ لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا پس باشى شيطان را دوست يعنى قرين او در لعنت و همنشين او در عذاب قالَ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يا إِبْراهِيمُ گفت پدر ابراهيم مر او را آيا روى گرداننده تو از پرستش خدايان من اى ابراهيم و ترك‌كننده ايشان را لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ اگر نه بازايستى از مخالفت يا از گفتن عيب و مذمت ايشان لَأَرْجُمَنَّكَ هرآئينه دشنام دهم يا سنگسار كنم ترا وَ اهْجُرْنِي مَلِيًّا و دور باش از من زمانى دراز تا از مضرت و معرت من ايمن باشى قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ گفت ابراهيم عليه السّلام سلام بر تو باد يعنى مىروم و وداع مىكنم و گفته‌اند كه مقابله كرد تهديد و ملام او را بسلام تا شايد كه متأثر گردد و بايمان درآيد و در اخبار مذكور است كه چون ابراهيم عليه السّلام قصد مهاجرت كرد پدرش گفت كه از رفتن ملول مباش كه تو نيك خداى دارى كه ترا آفريد و فرونخواهدگذاشت ابراهيم على نبينا و عليه السلام بايمان او اميدوار شده برو سلام كرد و فرمود كه سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي زود باشد كه آمرزش خواهم براى تو از پروردگار خود استغفار براى كفار استدعاى توفيق است از حق تعالى بر ايمان ايشان كه سبب مغفرت همان مىتواند بود إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا به درستى كه خداى تعالى هست به من مهربان و مرا به اجابت دعا وعده داده -